دلبرمن

خرید بک لینک
دلبر من

درد و درمان را ز دلبر طالبم
چون امیدی بس به سلطان قائلم

اوبگیر د دست این عبد ذلیل
او کند عفوم ولیکن بی دلیل

من به درگاهش چه شبها بوده ام
راز و رمزی را به جان بشنیده ام

تو رها گردی ز هر دیو و ددی
گر گریزا ن خود کنی از هر بدی

فکر امروت بکن ای محتشم
تو مرو فردا پی مال و حَشَم

ای خوشا افتادنم اند رقفس
تا رها گردم من از کار عبس

ای خوشا صیدی شوم در بند یار
تا ابد باشم چو عبدی ماندگار

من چه خوش باشم نهم سر درگهت
روز وشب گیری مرا اندر برت

من شوم مست از می جانانه ات
تو بکن لطفی رسم من خانه ات

گیرمت در بر نهم لب بر لبت
زان سپس مانم زمانی در برت

چون شدم مجنون زلف وموی تو
تا ابد باشم اسیر کوی تو

من غزل ها گفته ام از بهر تو
تارها گردم من از آن قهر تو

من شدم دیوانه ای انگشت نما
چون شدم عاشق برآن لطف شما

ای خدا دریای رحمت کن نصیب
بهر احمد تا نباشد او غریب

احمد انصاری هادی پور. اهواز

نفیر سیمرغ...

ما را در سایت نفیر سیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 20:27

صفحه بندی