(خا کستر سوزان)
عاشق مشو ای دلبر،عشاق پریشانند
در شعله ی این آتش،خاکستر سوزانند
دارم صنمی در دل ،از غم برَهَد ما را
شادان کُنَدم سر مست،پیمانه ی رحشانند
یاران سفر کرده، در وادی سر بازان
پیوسته روان باشند،پر شور و نوا خوانند
معشوق نمایان و عشق ازلی پیدا
سر گشته ی این وادی،دلبسته فراوانند
ار غم به دل و جانت،زان ساغر می آید
در بند مشو جانا ، پیمانه ی عطشانند
هر سلسله ی مویش،افسون به دلت آرد
با شاهد بزم آرا غم برده و رقصّانند
مستی بکن ای دلبر،توبه مشکن جانا
چامی زپی جامی پیوسته خروشانند
چون عاشق وسر مستی ،با توبه چه کارت هست
با اهل خرد گو غم ،آنها همه عرفانند
هر گز نکند عارف ،با کید وفریبت خام
کا ین کار کنند آنان ،بر گشته ز ایمانند
در محضر جانانم ما زلف سیه بو ئیم
در چشم خمار یار ، جان ها همه حیرانند
دستاری و عمامه ، اندر گروی دادم
در میکده با مطرب،یاران همه بر کامند
شب ها مَسِپُر زاهد،در غفلت ونادانی
اندر پی خوبان رو، ایشان همه مستانند
ای دوست بیا بر کَن، بنیاد تعصّب را
پیران و جوانمردان، پیوسته دراین راهند.
احمد چو شود حیران ،دروصف جمال یار
با شاهد بزم آرا اندر سر پیمانند
احمد انصاری هادی پور ......1 / 8 /1395 نفیر سیمرغ...
ما را در سایت نفیر سیمرغ دنبال میکنید
برچسب: خاکستر سوزان,خاکستر سوزان روشن,آلبوم خاکستر سوزان روشن,خاکستر های سوزان,بازی خاکستر سوزان, نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 0:32