نفیر سیمرغ

متن مرتبط با «نجوای» در سایت نفیر سیمرغ نوشته شده است

نجوای 1

  • نیلوبلاگ

    نجواچهxa0 خوشمxa0 ز درxa0 در آیی ، ز دلم گره گشاییچه شود که رحمت آید ، به دل جو من گداییتوxa0 بهxa0 ناز خود توانی ، دلxa0 منxa0 بهxa0 خونxa0 نشانیمکن ای همای رحمت ، تو به من چنین جفاییمن بینوای خسته ،به کجا کنم بسی روکهxa0 دگرxa0 ز توxa0 نبینم ، همه رنج بی وفاییتوxa0 بهxa0 من نگفته بودی ، که مرا زدر برانیبنماxa0 مرا تفقّدxa0 ، توxa0xa0 مکنxa0xa0 چنین خطاییبه خدا که در فراقت ، دل من به خون نشستهچه شود رها کنی دلxa0 ، ز غمت شب جداییبه خیا ل من نگنجد ، بزنیxa0 بهxa0 تیر مژگانبه دل چو من حزینی ،به م...

    ادامه مطلب
  • نجوای 2

  • نیلوبلاگ

    نجوای 1به خدا که در فراقت ، همه شب به بینواییتوxa0 بیاxa0 شبیxa0 به خوابم ، که دلم ز غم رباییمن عاشق ستم کش ، به کجا کنم همی روکهxa0 رهیxa0 نمیxa0 شناسم ، مگرمxa0 تو ره نماییچه شود اگرxa0 شبیxa0 راxa0 ،xa0 توxa0 بهxa0 کلبه امxa0xa0 درxa0xa0 آییکهxa0 بهxa0xa0 چشمxa0 خودxa0 ببینیxa0 ، همهxa0 رنج بی نوا ییتو بیا که چون طبیبی ، بکنی دلم علاجیکهxa0 دلم زxa0 درد دوری ، همه خفته در بلاییچه خوش است تیر مژگان ، بزنی به قلب ریشممگرش بهxa0 هوش آید ،نشودxa0 دگر هواییدل تنگ بی قرارم ، که اسیر زلف اوشدبهxa0 خ...

    ادامه مطلب