
کلبه ی تنهاییدر شبی سرد در آن دامن کوهکه چه بس تاریک استآسمان نعره زنان می نالیدرعد وبرقش همه جا جاری بودومن اندردل شب خاموشمودراین قلب حزینقصّه ای فریادشدره ها پر می کرذومن خسته دراین کلبه تنگدر اوج سکوتهمدمی می طلبمتا کند شاد دل مسکینمبزداید غم سنگین دلموچه تنگ است فضای دل منابرها می گریندچشمه سا...
ادامه مطلب
(خا کستر سوزان)عاشق مشو ای دلبر،عشاق پریشاننددر شعله ی این آتش،خاکستر سوزاننددارم صنمی در دل ،از غم برَهَد ما راشادان کُنَدم سر مست،پیمانه ی رحشانندیاران سفر کرده، در وادی سر بازانپیوسته روان باشند،پر شور و نوا خوانندمعشوق نمایان و عشق ازلی پیداسر گشته ی این وادی،دلبسته فراوانندار غم به دل و جانت،زان ساغر می آیددر بند مشو جانا ، پیمانه ی عطشانندهر سلسله ی مویش،افسون به دلت آردبا شاهد بزم آرا غم برده و رقصّانندمستی بکن ای دلبر،توبه مشکن جاناچامی زپی جامی پیوس...
ادامه مطلب